قراره تا یک ساعت دیگه زنگ بزنم بیمارستان علی اصغر راجع به ختنه بردیا صحبت کنم و در ضمن وقت هم بگیرم.اگر دیدین پست بعدیم پر از حرفهای زشت و بد و بیراه به هر چی به فکرتون میرسه بود لطفا نه به دل بگیرین نه فکر کنین آدم بی ادبیم.در مورد خودم شاید بتونم خیلی چیزها رو تحمل کنم اما در مورد پسر کوچولوم اصلا این حس رو ندارم.اگر کوچکترین اذیتی بشه همونجا میخوابونم تو دهن دکتر .احتمالا بعدش هم منو کت بسته میبرن زندان.به هر حال اینها رو گفتم بعدا شکه نشین این نگار که اینجوری نبود.اما تحمل آدم حدی داره.حتما خیلی از مادرها منو درک میکنن.خیلی هاشون برام پیغام گذاشتن

امروز پسر عزیزم یک ماهش شد.عزیزکم یک ماهگیت مبارک.میخوام بدونی مامی به اندازه همه دنیا دوستت داره.

در ضمن از دیروز بابا مجیدی بردیا گلمو عادت داده تا با موسیقی بخوابه و بک نوار فوق العاده عالی هم برای این کار پیدا کرده.بردیا اینقدر با موسیقی خوب کنار اوومده که باورم نمیشد.کلی آرامش گرفته.