هفته خوب و موفقیت خوب

بهترین هدیه ایی که این هفته گرفتم توسط یکی از شاگردهای خوب کلاسم بود.


جلسه آخر بود زنگ خورده بود و داشتن در حال خداحافظی از کلاس میرفتن بیرون.یکیشون که خیلی هم دختر مودب و درسخونیه اومد جلو و در حالی که خداحافظی میکرد بهم گفت:شما بهترین معلمی بودین که من امسال داشتم.


واییی که خیلی جلوی خودمو گرفتم معقولانه رفتار کنم.بین اینهمه معلم باتجربه و دنیا دیده یکی اینو به آدم بگه عالیییییه اونم فیزیک که معمولا ازش فرارین


به خودم این موفقیتمو تبریک میگم


و اما پسرکم بردیا:

الهی هزاران بار شکرت میکنم و به خاطر وجود نازنین بردیا ازت سپاسگزارم.این روزها پسرکم با اعتماد به نفس عالیش و صمیمیت مثال زدنیش همه رو مجذوب خودش میکنه 

خدایا بردیا و همه کوچولوهای دوستداشتنی رو به وجود پاک خودت میسپارم.

ببخشید که به وبلاگهاتون سر نمیزنم.دارم روی مسئله ایی کار میکنم و تنها فرصتم برای پای کامپیوتر نشستن زمانیه که بردیا خوابه که اونم مجبورم مطالبی که توی اینترنت دنبالشون میکنم رو بخونم.دوستتون دارم.ممنون به خاطر همه کامنتهاتون

با کلی تاخیر اومدیم عکسهای عید رو بذاریم!

جاده شمال


آسمونی که در طول مسیر هزار رنگ عوض کرد.


پسرک خسته ایی که پس از مطالعه بخواب رفت


منم که عشق مسیر.هی عکس گرفتم!


ابرهایی که از کوه سرازیر شدن پایین 

جاده فرعی که ما به مسیر اصل ترجیحش میدیم.هرچند آسفالتش بده اما مناظرش زیباتره

ادامه مسیر باریک و پر پیچ و خم فرعی


شروع جنگلهای سر سبز

خونه های شمالی توی مه.که من عاشقشونم



و بالاخره یکروز آفتابی با بردیا کنار دریا

ساحل تمییییز!!!!!!

پسرک پس از دوندگی فراوان در حالی که لپاش گل انداخته بود مشغول ریلکسیشن!

پسر ورزشکار من!


ساحل کاسپین

بردیا و دوست عزیزش یلدا!!!!



بردیا و یلدا پارک فومن







عکسها خیلی زیاده.یکسریش تو موبایلمه که انشااله بعدا آپ میکنم