دکتر بردیا به معاینه پزشکان میپردازد.
بیمار اول دختر عموم:
بردیا بعد از معاینه دقیق تشخیص داد ایشان سالمند(کلا میونه خیلی خوبی با دخترهای جوون داره)
نفر دوم شوهر دخترعموم که از قضا خودش دندان پزشکه و درمورد دندونهای بردیا من همیشه ازشون مشاوره میگیرم
بردیا پس از معاینه دندانهای ایشان
شما چند تا کرم تو دهنت داری .فکر کنم خوب مسواک نمیزنی.اما الان برات میکشمشون.و بعد با چکش افتاد به جون کرمهای ایشان
نفر سوم پسر عموم
تشخیص بردیا:وااااااییییییی حالت اصلا خوب نیست
پسر عموم:یعنی میمیرم
بردیا :بله
پسر عموم:حالا جونم از کجام در میره
بردیا :از تو بینیت
من دیگه داشتم منفجر میشدم از خنده.
بردیا و آریان خونه خاله هاله دوست مامان نگار
یک پسر ناراحت که در عین حال خندش هم گرفته
بردیا عید 91 باغ پرندگان
دکتر خسته از فعالیت روزانه آخر شب
و آخر کلام اینکه من عکسها رو کلی تغییر سایز داده بودم.نمیدونم چرا باز بزرگ اومد








پسرکم عزیز دلم تو برایمان بهترین هدیه خداوندی .تا بینهایت دوستت داریم.بردیا روز 23 اسفند ماه سال 1387 در بیمارستان عرفان تهران ساعت 10 صبح چشم به جهان گشود