مثل خیلی از بچه ها که باباشونو همه فن حریف میدونن و فکر میکنن هر کاری فقط از دست بابای خودشون بر میاد بردیای ما هم فکر میکنه باباش میتونه هر کاری رو انجام بده.روزها هر چی خراب میشه باید سریع زنگ بزنه به باباش و شب که بابا از راه میرسه درو که با میکنه بردیا میپره بغلش که بابا خراب شد بیا درست کنیم.حالا ممکنه اصلا چیزی هم خراب نشده باشه اما بردیا دوست داره بابا مجیدو آچار به دست ببینه.دیروز ظهر یک کتاب آورده براش بخونم.توش عکس زنبور عسل(حشره مورد علاقه بردیا)و کندوش بود.داشتم براش توضیح میدادم که زنبور میره شیره گل میخوره بعد میاد توی کندو عسل درست میکنه.یهو دیدم میگه نه.بابا چید(همون مجید)بره گل بخوره بیاد کندو عسل درست کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شب که منو مجید رسیدیم بردیا دیگه خواب بود اما صبح تا چشمشو باز کرد بدو بدو رفته بود تو آشپزخونه به مجید میگفت کندو بخر عسل درست کنیم.بچم فکر کرده اینم مثل باطری و آرمیچر و لامپه که بابا بخره و درست کنه