دنبال باطری های ماشینش میگرده.بهش میگم پشت سرته دستشو میذاره پشت سرش و لای موهاش دنبال باطری هاش میگرده.
مجید براش بستنی خریده بود شکل ظاهرش شبیه خرس بود اومده جلوی بستنی بهش میگه سلام خوبی
بستنیشو گرفته دستش و اومده جلوی پنجره یک گنجشک نشسته بود رو لبه تراس .بهش میگه جوجو بیا "بسته نی نی" و بستنیشو تعارف میکنه به گنجشکه
به زودی با عکسهای تولد بردیا آپ میکنیم ان شا ا....
واکنش وبلاگ خوانهای محترم از پست قبلیم خیلی جالب بود.خیلی ها بهم زنگ زدن و خواستن اگر آدرسی از طرف گرفتم در اختیارشون بذارم .خیلی ها هم اشکی ریختن و برخی هم احتمالا بی تفاوت رد شدن.به هر حال من شماره تلفنم رو اونجا گذاشتم تا اگر طرف پیداش شد بهش بدن.اما هنوز که خبری نیست
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 7:27 توسط مامان نی نی
|
پسرکم عزیز دلم تو برایمان بهترین هدیه خداوندی .تا بینهایت دوستت داریم.بردیا روز 23 اسفند ماه سال 1387 در بیمارستان عرفان تهران ساعت 10 صبح چشم به جهان گشود