پسرک نازم.هر چند دیشب تا دم دمای صبح به خاطر تکونات و کمر درد نتونستم بخوابم.اما نمیدونی همین که خیالم راحته که تو خوبی و تکون میخوری از هر چیزی برام مهمتره.صبح هم تا یکی دو ساعت حسابی مستفیضمون کردی با تکوهات.اما الان دو سه ساعتیه ازت خبری نیست.پسر کوچولوی من چقدر دلم میخواد زود تر دستاتو بگیرم تو دستم .دوست دارم انگشتمو بذارم توی دست مشت شدت و تو محکم بگیریش.راستش یک کم هم میترسم.یک کم که نه خیلی بیشتر از یک کم.از خیلی چیزها.برام دعا کن خدا بهم شهامت بده.شاید فردا بریم برات خرید.میبوسمت صد هزار

تا از طرف مامان عاشق