بردیا این پسرک باهوش
و اما این روزهای فسقلی:
پسرک حدود یک ماهی هست که به تنهایی میایسته و اگر بتونه یک قدم به جلو میاد.

از ۲۰ روزپیش کار با مکعب هوش رو به خوبی یادگرفته و میدونه با هر وجهی از مکعب چکار باید بکنه.مثلا مثلث باید از توی شکل مثلث رد بشه و...حتی پازل سه تکه یکی از وجوه مثلث رو به خوبی حل میکنه.(البته با کمی دخالت من که باید بهش بگم هر قطعه روکجا بذاره که شکل درست در بیاد.
صبح ها که بابا مجیدی از خواب بیدار میشه با بردیا شروع به شمردن انگشت های دستش میکنن و بردیا سعی در تقلید صدای بابایی موقع گفتن یک دو ... داره
غذا خوردنش بهتر شده و عاشق ماکارونیه.
دو تا از دکمه های لب تاپ رو کنده که یکیشو جا زدیم.اما اون یکی شدیدا میلنگه.البته کار میکنه.
موقع بازی هر چند وقت یکبار احساساتش گل میکنه ومیاد یک بوس محکم آب دهنی از لبها یا لپ مامان میکنه و دوباره مشغول میشه.
هیچ کدوم از کنترلها از دست بردیا باطری ندارن.
اگرطرز استفاده از وسیله ای رو ندونه میاره میذاره کف دست من یا بابایی وبعد با دقت میشینه و بدون پلک زدن صبر میکنه ببینه ما با اون وسیله چکار میکنیم
عاشق بستن هر چی دره.حالا در کرمه در ظرفه یا ....
دیگه مورد دیگه ای یادم نیست
پسرکم عزیز دلم تو برایمان بهترین هدیه خداوندی .تا بینهایت دوستت داریم.بردیا روز 23 اسفند ماه سال 1387 در بیمارستان عرفان تهران ساعت 10 صبح چشم به جهان گشود